سکآنس هآی عشق من و تو

متن مرتبط با «نامزدی» در سایت سکآنس هآی عشق من و تو نوشته شده است

نامزدی^_^

  • نیلوبلاگ

    سلام من بالاخره اومدم *_* خب از صبح نامزدی شروع میکنم اینکه من پاشدم حروف اسممونو روی مقوای ماکت دراوردم که عکسشو میذارم توی اینستا و بعد آماده شدم که برم گل فروشی و تاج گلمو بگیرم و بعد برم آرایشگاه.ساعت 11باید آرایشگاه میبودم 11نیم رسیدم:)) ساعت 9ام از خواب پاشدم.محسن چون باید میرف وسایلمو تحویل میگرفت,بابا بردم خیلیم احساس خوبی بود با بابا رفتن^_^ هنوزم همون حس دختر کوچولو بودنشو داشتم:) تاج گلمو که دیدم کلی ذوق کردم چون واقعا همونی بود که بهش گفته بودم.ادن دخترم که درستش کرده بود کلی خوشش او...

    ادامه مطلب
  • نامزدی (دو)

  • نیلوبلاگ

    ادامش.... بعدش آقایون جمع شدن توی خونه و همراه منو محسن همه چی رو توی دفتر بله برون وارد کردن و امضا کردیمو و رفتیم پایین و بزن و بکوب شروع شد آهنگ اول رقص دونفرمونم محسن جانم کلی خجالتی بودن و نمیرقصیدن :)) :| و تا آخرش کلی خوش گذشت و رقصیدیم بخصوص آخر جشن که دوستام اومدن ^_^ وسط جشن چند باری حتی موقع رقصیدن که بابا اومد بهم شاباش بده بغلش کردمو به زور خودمو کنترل کردم:( لوس بابا بودن این چیزارم داره دیگه^_^ وسط جشنم هدیه های قشنگمو اعلام کردن که عکساشو گذاشتم اینستا و طبق خواسته ی من مادرشوهر ...

    ادامه مطلب