نامزدی (دو)

خرید بک لینک
ادامش....

بعدش آقایون جمع شدن توی خونه و همراه منو محسن همه چی رو توی دفتر بله برون وارد کردن و امضا کردیمو و رفتیم پایین و بزن و بکوب شروع شد

آهنگ اول رقص دونفرمونم محسن جانم کلی خجالتی بودن و نمیرقصیدن

:)) :| و تا آخرش کلی خوش گذشت و رقصیدیم بخصوص آخر جشن که دوستام

اومدن ^_^ وسط جشن چند باری حتی موقع رقصیدن که بابا اومد بهم شاباش

بده بغلش کردمو به زور خودمو کنترل کردم:(

لوس بابا بودن این چیزارم داره دیگه^_^

وسط جشنم هدیه های قشنگمو اعلام کردن که عکساشو گذاشتم اینستا

و طبق خواسته ی من مادرشوهر جان تزییناتشو خراب نکرد^_^

بله برون تموم شد ماجراش*__*

++23 تیر ماه مامان جانم برام مراسم چادربرون گرفت،انقدر که ذوق داره

دوس داره تموم رسمارو برام اجرا کنه،خداروشکرم که مادرشوهر جانم همونقدر

پایه و باحاله(چادر برون مراسمیه که چادر عقد عروسو قیچی میزنن و بزن

و بکوب میکننو شاباش میدن)

++امروز سوم مرداده الانم آهنگ یه دختر دارم شاه نداره رو گوش میدم و کلی

گریه دارم چون بابام همیشه این شعرو وقتی کوچیک بودم برام میخوند و

دلم گرفته :(

سوم مرداد تولد مامان جانمم هست و با حضور داماد جان باید بترکونیم ^_^

+++5شنبه ای که گذشت کنار دوستام سینگل پارتی گرفتم:))) دلم گرفت

یجورایی:( مهربونامم سورپرایزم کردنو برام یه ست خوشگل فانتزی خریدن

برای خونه ی عشقمون و یه لباس خواب:)))روزای مجردی خیلی قشنگی داشتم

و امیدوارم روزای متاهلی خیلی قشنگی پیش روم و پیش روی همه باشه*__*

++++در آخر تاریخ عقد قشنگمون شد 5/5/96 خدایا شکرت...

این روزا خیلی درگیرم از خدا میخوان نصیب همه ی کسایی که منتظرن بشه...

| سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ | 3:28| سحـــ❤ــــر و محســ❤ـــن |

سکآنس هآی عشق من و تو...

ما را در سایت سکآنس هآی عشق من و تو دنبال می‌کنید

برچسب: نامزدی, نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:43

صفحه بندی