پارچه و چادرمو خریدیم،هیچوقت تا حالا تو پارچه فروشیا به چادر عروس
دقت نکرده بودم واسه ی همین اینکه جلوی چشمم بودن و به چشمم نمیومدن
برام جالب بود:)) خرید دو رو منو مامان شوهی و محسن رفتیم بعد از کلی
گشتن یه پارچه خریدیم که واقعا دوسش دارم و وقتی دوتا پارچه رو
باهم هماهنگ کردم فروشنده گفت چقدر خوش سلیقه خیلی بهم اومدن،
و مادر شوهی بعد از تایید گفت:
سلیقش پیداست که و محسنم داشت کیف میکرد:))(ای من به قربون
سلیقم)
کیف و کفشمم یه چیز دخترونه و مناسب بیرون طرح گووچی برداشتم که با
ساعت هدیه ی تولدم ست شد^_^واقعا انتظار نداشتم که محسن چند روز مونده
به خواستگاری این همه زحمت بکشه و تو خرج بیفته:( ولی عاشق ساعتمم^_^
بین چادرا موندم و هرچقدر گشتم نمیتونستم انتخاب کنم:)) مادر شوهی ام
گفتن که بمون یه روز دیگه بیاین بخره اینجوری نم نم بخرین بهتون میچسبه^_^
عاشقشم که انقدر رفتارش عوض شده و کلی هم پایه ی منه برای اذیت کردن
محسن:))) موقعی که داشت محسن منو میرسوند میگفت دوس دارم مثه مادر و
دختر باشیم و خداروشکرم رابطمون همینجوریه^_^روزای خوب منم اومد
خلاصه متوجه ی قلبم شدن^_^ و وقتی یکی از همکاراش که ناظم مدرسه ی من
بود مارو اتفاقی بیرون دید گفت ای وای دختر ماهمو دارید عروستون میکنید؟؟
بعد از خدافظی خودمو لوس کردمو گفتم دیدید چه دختر خوبی تو دبیرستان
بودم؟همه عاشقم بودن،مادرشوهی ام تاکید کرد که ماهم عاشقتیم^_^
خرید سوم رو پنجشنبه رفتیم و با مامان من،بالاخره به نتیجه رسیدم و چادرمو
انتخاب کردم و عکسشو بعد براتون میذارم اونجا کلی تبریک گفتن بهمون بعدش
رفتیم برای خرید قرآن و قیچی و دفتر بله برون،همیشه دوس داشتم قرآنم ساده
باشه و همینجوریم انتخاب کردم و بعدش هرچقدر دنبال قیچی گوگولی گشتم
پیدا نکردم و درنهایت یه رنگ فانتزی خریدم،ما اینجا رسم قیچی داریم برای
بریدن چادر عقد استفاده میشه،شمام دارید؟دفتر بله برونم رفتیم جای دیگه
خریدیم که فروشندش کلی با محسن درباره ی ازدواج شوخی کرد:))وقتی قرانو
خریدیمو اومدیم بیرون صدای اذان غروب اومد و مامانم گفت چه لحظه ی
قشنگی:)
دیروز زنگ زدم و هماهنگیای ساعتو با آتلیه و آرایشگاه انجام دادم و امروزم
رفتم برای ترمیم ناخنم^_^ فردا صبحم باید برم برای پرو لباس و دادن وسایل
بله برون برای تزیین 
دکتر پوستم ترکوند و پمادش خشکی پوستمو از بین برد و شدم همون سحر
که باید باشم^____^ انقدر که هرجا رفتیم برای خرید از ظاهرمو هیکلم تعریف
کردن کلی اعتماد به سقف شدم:)))
+خدایا شکرت بابت این روزا لطفا به بهترین نحو بگذرونش و به همه ی عاشقا
کمک کن تا تجریه کنن این لحظاتو و همشونو خوشبخت کن
++من عاشق شمام که برعکس همه ی مردا انقدر دوس داری زود همخونه بشیم
| دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶ | 2:34| سحـــ❤ــــر و محســ❤ـــن |
سکآنس هآی عشق من و تو...ما را در سایت سکآنس هآی عشق من و تو دنبال میکنید
برچسب: خرید, نویسنده: بازدید: 175